وبلاگ یک آرش
نظرات (9) Balatarin
حیف که نمیشه!

اگر به اتفاق یکی از دوستانتون وارد یک مجتمع تجاری بشین، بعد جلوی چشمتون 2 تا دختر رو به زور ببرن و سوار ماشین های گشت ارشاد کنن، چه حالی بهتون دست میده...؟!
جالب اینجاست که من هیچ وقت اینقدر نزدیک با این طرح روبرو نشده بودم، اما متاسفانه این بار دیدم...
اگر بخوام سکوت کنم، ظلم کردم و اگر بخوام فریاد بزنم، نمیشه...!
کاش می شد فهمید که تا کجا باید پیش بریم...
حیف که نمیشه...

پ ن: خدمت کسانی که با دامین هجران عزیز به این صفحه می رسن باید بگم که طبق گفته قبلی، اون آدرس تا زمانی که نویسنده ش میل به نوشتن نداشته باشه (و به دلیل یه سری از افراد دیگه!) روی آدرس من پارک شده. پس لطفا از سوالات در این باره پرهیز کنید!


 نظرات 
 نام   
 ایمیل   
 پیام 
 وب سایت   
اطلاعات مرا به خاطر داشته باش 

  Silence  

...

  Silence  

...
سوال خوبی بود...
تا به کی؟!؟!؟!...

  Naziii  

bayad yad begirim kami sangdel bashim...
sale no mobarak pesar jan!

  Galaxy  

می شه گفت یک حس گنگ!
چون هیچکاری نمی شه کرد متأسفانه!
حتی اگه این اتفاق برای خود آدم هم بیفته...!
....
سالی خوش برایت آرزومندم .

  Galaxy  

راستی...
نمی خوای یه دستی به سرو روی اینجا بکشی؟!
داره زیر خاک و غبار ها محو می شه!!
هرچند اینها مهم نیست چندان..
چون هر آن چیزی که برای آدم ارزش داشته باشه
هیچگاه محو نمی شه!

  Naziii  

inja nemikhad up she?

  Naziii  

nemikhai up koni?
dehee!

  hicran  

این قسمت لایبرری رو کی می خوای فعال کنی؟
کتاب بدیم کتاب بگیریم؟!!

  Naziii  

Soooooooooooot

Valid XHTML 1.0 Transitional Valid CSS!
RSS i Arash In My Design Award