<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>وبلاگ یک آرش | i Arash Blog</title>
      <link>http://blog.iarash.com/</link>
      <description>نوشته های یک آرش</description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2008</copyright>
      <lastBuildDate>Fri, 06 Jun 2008 02:05:06 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

      
      <item>
         <title>سرباز شدیم...!</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<p>نویسنده این وبلاگ سرباز شد...!<br/>
پس تا اطلاع ثانوی اینجا به روز نمیشه...<br/>
می تونین تو این مدت حسابی پشت سرم حرف بزنین...!<br/>
به هر حال، 20 سالگی یه سری دردسر هم داره که این بدترینشه...<br/>
ایشاا... با کارت پایان خدمت دوباره خدمتتون می رسم...!</p>
]]></p></description>
         <link>http://blog.iarash.com/archives/2008/06/we-become-soldiers.php</link>
         <guid>http://blog.iarash.com/archives/2008/06/we-become-soldiers.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">عمومی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 06 Jun 2008 02:05:06 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>من برگشتم!</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<p>اینجانب به اطلاع می رسونم که متاسفانه و یا خوشبختانه نویسنده این وبلاگ کماکان زنده هست و اغلب زندگانی خودش رو <a href="http://www.weblogina.com/">اینجا</a> سپری می کنه. نفس می کشه، وبلاگ می نویسه، بیرون می ره و خیلی کارای دیگه...!
دلایل دیر به دیر به روز شدن اینجا نبود وقت و حوصله کافی (و یک چیز دیگه!) هست و من رو مجبور میکنه تو هر پست از تک و توک خواننده های ایجا عذر خواهی بکنم...!
</p>
<p>این چند وقت، فرصت خوبی برای دیدار چند باره از نمایشگاه کتاب هست. طبق معمول هم فرصت رو غنیمت شمرده و روزی 2-3 بار با دوستان می ریم نمایشگاه مبادا که کتابی رو از قلم انداخته باشیم. متاسفانه بخاطر شرایط بد مادی هم مجبوریم تنها از کنار کتاب های دلبند، رد بشیم و آه حسرت بکشیم...!
نمایشگاه که تموم شد سعی می کنم چند تا عکس از اون رو در پست بعدی منتشر کنم...
</p>]]></p></description>
         <link>http://blog.iarash.com/archives/2008/05/i-come-back.php</link>
         <guid>http://blog.iarash.com/archives/2008/05/i-come-back.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">عمومی</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 08 May 2008 14:02:56 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>حیف که نمیشه!</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<p>اگر به اتفاق یکی از دوستانتون وارد یک مجتمع تجاری بشین، بعد جلوی چشمتون 2 تا دختر رو به زور ببرن و سوار ماشین های گشت ارشاد کنن، چه حالی بهتون دست میده...؟!<br />
جالب اینجاست که من هیچ وقت اینقدر نزدیک با این طرح روبرو نشده بودم، اما متاسفانه این بار دیدم...<br />
اگر بخوام سکوت کنم، ظلم کردم و اگر بخوام فریاد بزنم، نمیشه...!<br />
کاش می شد فهمید که تا کجا باید پیش بریم...<br />
حیف که نمیشه...<br /></p>
<p>
پ ن: خدمت کسانی که با دامین هجران عزیز به این صفحه می رسن باید بگم که طبق گفته قبلی، اون آدرس تا زمانی که نویسنده ش میل به نوشتن نداشته باشه (و به دلیل یه سری از افراد دیگه!) روی آدرس من پارک شده. پس لطفا از سوالات در این باره پرهیز کنید!
</p>
]]></p></description>
         <link>http://blog.iarash.com/archives/2008/03/alack.php</link>
         <guid>http://blog.iarash.com/archives/2008/03/alack.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">شخصی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 14 Mar 2008 05:56:54 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>روز پس از غیبت!</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<p>داشتم به این نکته فکر می کردم که این وبلاگم خیلی مظلوم واقع شده...!<br/>
<a target="_blank" href="http://www.weblogina.com/">وبلاگینا</a> که دست کم روزی یک بار آپدیت میشه، اونای دیگه هم کمابیش همینطور...<br/>
اما اینجا...؟!<br/>
اومدم تا ابراز شرمساری کنم از روی اندک خوانندگانی که منت میذارن و تشریف فرما میشن...!<br/>
روم سیاه...!<br/>
همین!
</p>]]></p></description>
         <link>http://blog.iarash.com/archives/2008/02/a-day-after-absence.php</link>
         <guid>http://blog.iarash.com/archives/2008/02/a-day-after-absence.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">عمومی</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 27 Feb 2008 20:46:17 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>غیبت صغری یا...؟</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[امروز داشتم به این فکر می کردم که تو این چند وقت اخیر اینجا چقدر خاک خورده...!<BR>هیچم دوست ندارم که اینطور باشه اما خوب، عدم وجود زمان کافی باعث وجود این شرایط شده...<BR>خواستم اطلاع بدم که حالم نسبتا خوبه...!<BR>همه چیز (به لطف خدا) سپری میشه و ما هم در تلاشیم برای بهتر شدنش...<BR>در نظر داشتم راجع به رفتن پوریا به مالزی بنویسم که دیدم صبح دیروز زنگ زده و میگه من ایرانم...!<BR>دیگه چی میشه گفت...؟!<BR>خیلی زود بر می گردم...!]]></p></description>
         <link>http://blog.iarash.com/archives/2008/01/post_10.php</link>
         <guid>http://blog.iarash.com/archives/2008/01/post_10.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">عمومی</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 31 Jan 2008 04:12:54 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>ناگهان!</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[سفرم قرار بود که چند روز بیشتر نباشه اما هیچ وقت فکر اتفاقات پیش بینی نشده رو نکرده بودم. باور بعضی از مسائل در کمال سادگی، خیلی سخته... <BR>چند وقتی رو باید زمان بذارم تا خودم رو با شرایط جدید تطبیق بدم که به نظرم کمی طول میکشه... <BR>اگر احیانا تو چند روز گذشته جواب ایمیل ها و تماس های تلفنی رو ندادم، ببخشید... <BR>کمی فرصت بدین...!]]></p></description>
         <link>http://blog.iarash.com/archives/2008/01/snap.php</link>
         <guid>http://blog.iarash.com/archives/2008/01/snap.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">شخصی</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 17 Jan 2008 23:54:15 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>وبلاگینا</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[مدت ها بود احساس میکردم که جای من و وبلاگم در بین آی تی نویس ها و وبلاگ های آی تی (واقعا!) خالیه...! <BR>این اواخر هم دیگه این حس داشت فوران میکرد که خوشبختانه موفق شدم به طرز معقولی کنترلش کنم و به راه مناسب بکشونمش (با کسره روی کاف و ب!)... <BR>و حالا، این احساس در اوج خودش، <A href="http://www.weblogina.com/" target=_blank>اینجا </A>داره خود نمایی میکنه... <BR>از ابتدای آغاز طرح طراحی تا کد نویسی و آماده کردنش برای سیستم محبوبم مدتی طول کشید و نسبتا وقتم رو گرفت طوری که این اواخر مجبور بودم خیلی از کارها رو بخاطرش کنار بذارم. اما خوب به نظرم ارزشش رو داشته. لااقل برای پربار تر کردن محتوای مفید فارسی وب، یک قدم (هر چند کوچیک!) برداشتم...!<BR>
<DIV align=center><IMG height=45 alt=وبلاگینا.کام src="http://www.iarash.com/blog/images/orengina-blank.png" width=170></DIV><BR><A href="http://www.weblogina.com/">وبلاگینا</A> قرار بود در اولین روز سال جدید میلادی استارتش زده بشه اما به همون دلایلی که بالا گفتم، این زمان، یکی دو روز به تعویق افتاد... <BR>محتوای اصلی سایت مربوط میشه به هر چیزی که برای بلاگرها مفید واقع بشه. از آموزش های مختلف گرفته تا مقالات و خبرهای مرتبط با این مورد. موضوعات سایت هم به مرور زمان کامل تر و پربار تر میشن... <BR>به هر حال امیدوارم تجربه کمی رو که در این زمینه دارم به نحو درستی با وبلاگ نویس های دیگه به اشتراک بذارم و در طی زمان، مطالب دیگه ای هم به اون ها اضافه کنم و بگم...<BR>پذیرای کلیه اشارات، ایرادات، نظرات، انتقادات، پیشنهادات و سایر موارد این چنینی شما هستم...! <BR><BR>تشکر: تا یادم نرفته همینجا از علی و امین عزیز هم بخاطر کمک هایی که به من کردن و به نسبت، اذیت هایی که از جانب من شدن، تشکر بسیار بسیار فراوان میکنم...! <BR>پ ن: احتمالا یه سفر 3-4 روزه ای به شمال داشته باشم تا علاوه بر سوز و سرمای اینجا، آب و هوای سرد اونجا رو تو همچین فصلی تجربه کنم. برمیگردم...! ]]></p></description>
         <link>http://blog.iarash.com/archives/2008/01/weblogina.php</link>
         <guid>http://blog.iarash.com/archives/2008/01/weblogina.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">اینترنت</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">عمومی</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 02 Jan 2008 21:41:42 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>یلدا</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[روزم رو شب کردم و حالا باید منتظر باشم تا دوباره خورشید جمعه، شب رو از من تحویل بگیره...! <BR>عجب روز و شبی هست...<BR>همینجا هم اعلام میکنم که:<BR>دوستان و عزیزان، عید یلداتون مبارک...! ]]></p></description>
         <link>http://blog.iarash.com/archives/2007/12/yalda.php</link>
         <guid>http://blog.iarash.com/archives/2007/12/yalda.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">شخصی</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 20 Dec 2007 19:18:44 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>متحول می شویم!</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[با خودم قرار گذاشته بودم که از اول این ماه، با وجود همه گرفتاری ها، تمام حواسم رو مشغول درسم کنم و شروع کنم به مرور و نت برداری از کتاب ها. اما حالا با وجود اینکه از نیمه ماه هم گذشتیم، هنوز فرصت نکردم که لای هیچ کتابی رو باز کنم...!<BR>برای من یکی، این مسئله همیشه وجود داشته که برنامه ریزی های آینده (حتی آینده نزدیک به وقوع)، متشکل بود از قول و قرار هایی که به خودم میدادم و وقتی موقع عمل میرسید، به دلایل غیر موجه (و گاه موجه!) اکثر اون قرار ها رو به شکل غیر عملی کنار میذاشتم و بعدش با احساسی که مملو بود از دغدغه، کمی عذاب وجدان و تفکر درباره این مورد که دارم وقتم رو از دست میدم، خودم رو ملامت می کردم...!<BR>البته دلیل وقفه این دفعه شاید به نوعی برای خودمم مفید واقع بشه اما به هر حال تا اینجاش منو از یک سری از کارها عقب انداخته...<BR>با توجه به همه این موارد، باید یک سری تغییرات رو در اطرافم ایجاد کنم و به قولی، متحول بشم...!<BR><BR>تشکر: بابت ایمیل ها، کامنت ها، پیامک ها (!)، تلفن ها، هدایا، پست وبلاگ ها و خلاصه هر چیز دیگه ای که بخاطر تولد بنده نصیبم کردید، ممنونم (دوباره!)...<BR>توضیح: قرار بود این پست رو به بازی ای که از طرف <A href="http://film-online.blogfa.com/ " target=_blank>فیلم آنلاین</A> دعوت شده بودم اختصاص&nbsp;بدم اما به دلایلی فعلا انصراف دادم...! ]]></p></description>
         <link>http://blog.iarash.com/archives/2007/12/suspension.php</link>
         <guid>http://blog.iarash.com/archives/2007/12/suspension.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">عمومی</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 10 Dec 2007 21:07:16 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>تولدم مبارک...!</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<DIV>5 آذر های هر سال همیشه پر بود از اتفاقات جالب و خاطره انگیز...<BR>کلا شروع آذر ماه هر سال، همراه میشه با یک سری مسائل مختلف که هر کدوم برای خود داستانی تعریف کردنی دارن...<BR>از همه کسانی هم که به نوعی تبریک خودشون رو به هر نحوی اعلام کردن ممنونم که اینقدر به فکر من بودن...<BR>از اون کسانی که تبریک نگفتن هم ممنونم...!<BR>مرسی...!<BR>شاید امسال بهترین اتفاق قبل از تولدم، دیدن تعدادی از بچه ها و مدیران انجمن "<A href="http://forum.movabletype.ir/">مووبل تایپ فارسی</A>" بود...<BR>یه تشکر مخصوص از <A href="http://porzila.blogspot.com/">شهاب</A> عزیز هم دارم بخاطر هدیه اش...!<BR>در این بین، دعوت <A href="http://shirazi.blogfa.com/">علیرضا شیرازی</A> عزیز مبنی بر همکاری با بلاگفا هم یکی دیگه از اون اتفاقات بوده (که البته زیاد هم تازه نبود!)...<BR>از خواهر گرام هم باید بخاطر اون تولد زودتر از موعد ممنون باشم...<BR>به هر حال...<BR>یک سال دیگه هم گذشت و به حسابم نوشته شد...!<BR>از همه ممنونم...<BR></DIV>
<DIV>پ ن: می خواستم برای این پست یک پادکست هم تهیه کنم که بخاطر مشغله های دیگه فرصت نشد...</DIV>]]></p></description>
         <link>http://blog.iarash.com/archives/2007/11/birth_day.php</link>
         <guid>http://blog.iarash.com/archives/2007/11/birth_day.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">یادگاری</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 26 Nov 2007 01:00:00 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>نمایشگاه مطبوعات</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[چند ماه قبل که نمايشگاه کتاب در تهران برگزار شد، برخلاف سال هاي گذشته، (علاوه بر ساير کمبود ها!) يک کمبود مهم داشت و اون هم چيزي نبود جز عدم حضور بخش مطبوعات که هميشه يکي از پر بازديد ترين قسمت هاي نمايشگاه بود. قرار بر اين بود که از اين به بعد، اين قسمت به طور جدا صاحب يک نمايشگاه با عنوان "جشنواره و نمايشگاه بين المللي مطبوعات و خبرگزاري ها" بشه (و <A href="http://www.iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?NewsItemID=149597">شد</A>!).<BR>ديروز به اتفاق دوستان سري به نمايشگاه زدم تا انتظار ديدن يک نمايشگاه مطبوعاتي پربار رو به پايان برسه...!<BR>محل برگزاري چهاردهمین نمايشگاه در&nbsp;"مرکز آفرينش هاي فرهنگي هنري" <A href="http://www.kanoonparvaresh.com/">کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان</A> بود. قبلا هم براي يک نمايشگاه آي تي به اونجا رفته بودم...<BR>تعدادي از سالن ها به طرز عجيبي بنا شده بودن و شور و حال خاصي رو در بازديد کننده ها ايجاد مي کردن! در سالن (البته بهتره بگم چادر!) نشريات علمي و کشاورزي حتي درخت هم ميشد پيدا کرد!<BR>به هر حال فقط اينو ميتونم بگم که اگر خيلي علاقه به ديدن نمايشگاه داشتين و فرصت ديدن اون رو نداشتين ميتونم به شما اين اطمينان رو بدم که چيزي از دست ندادين...!<BR>مطمئن باشين!<BR><BR><IMG alt="نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری ها" hspace=0 src="http://www.iarash.com/images/Press/press_1_.jpg" align=baseline border=0><BR><BR>بقیه تصاویر در ادامه... ]]></p></description>
         <link>http://blog.iarash.com/archives/2007/11/fairofpress_andnewsagencies.php</link>
         <guid>http://blog.iarash.com/archives/2007/11/fairofpress_andnewsagencies.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نمایشگاه</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 13 Nov 2007 19:55:11 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>شمال</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[بعد از لغو شدن سفرم به کرمان (اون هم به دلايلي کاملا جالب!) و نياز شديد به يک مسافرت بين شهري، تصميم بر اين شد که مسير کرمان رو کمي انحراف بدم و پيش به سوي شمال حرکت کنم. (هر چند که از قبل هم قراري براي رفتن به شمال هم بود!)<BR>به هر حال...<BR>بعد از يک هفته دوري از خانه و دسترسي محدود به نت، برگشتم تا دوباره به روند معمول خودم رو تطبيق بدم...!<BR>]]></p></description>
         <link>http://blog.iarash.com/archives/2007/11/shomal.php</link>
         <guid>http://blog.iarash.com/archives/2007/11/shomal.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">عمومی</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 10 Nov 2007 01:44:14 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>Elecomp</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[درگیری های این چند وقت تا به حدی زیاد بود که فرصت نوشتن رو به من نمی داد. از همه هم به خاطر لطفی که به من داشتن ممنونم و از بابت این که به خیلی ها جواب ندادم معذرت می خوام. سعی می کنم (مثل همیشه!) جبران کنم...!<BR>از جمله وقایع خوب این مدت برگزاری سیزدهمین نمایشگاه <A href="http://www.iranelecomp.ir/">الکامپ</A> بود. مثل سال های گذشته سری به نمایشگاه زدم. به نظرم نسبت به سال قبل بهتر شده بود بخصوص شرکت های خارجی. بعد از چند نمایشگاه مختلف ضعیفی که در زمینه کامپیوتر و الکترونیک برگزار شده بود، این یکی از نظر کیفی (نسبت به اون ها) رشد خوبی رو داشت. اما متاسفانه یکی از نقاط منفی امسال، نحوه <A href="http://www.iranelecomp.ir/iranelecomp2007.html">زمان بندی</A> نمایشگاه بود که خیلی ها بخاطر همین مسئله فرصت دیدن اون رو از دست دادند. امروز (چهارشنبه) هم اختتامیه نمایشگاه هست.<BR>تصاویر بیشت تر گویای فضای اونجا هستند:<BR><BR><A href="http://www.iarash.com/images/elecomp/elecomp_8.jpg"><IMG alt="Elecomp 2007" hspace=0 src="http://www.iarash.com/images/elecomp/elecomp_8_.jpg" align=baseline border=0></A> ]]></p></description>
         <link>http://blog.iarash.com/archives/2007/10/elecomp_1.php</link>
         <guid>http://blog.iarash.com/archives/2007/10/elecomp_1.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">عمومی</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 31 Oct 2007 16:28:12 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>انتقالی!</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[بعد از اون اساس کشی کذایی و عذاب آور، حالا نوبت به یک نقل و انتقال سیستمی بود که مدت ها تو فکرش بودم و حالا بطور رسمی انجامش دادم. بر همین اساس، بالاخره از ویندوز XP خداحافظی کردم و به Vistaی عزیز منتقل شدم...!<BR>از عواقب این نقل و انتقال هم پاک شدن چند گیگ ناقابل از اطلاعاتی بود که به مرور زمان دانلود کرده بودم! اون هم فقط بخاطر حواس پرتی ذاتی خودم بود و متاسفانه تا الآن تمام فایل ریکاوری ها دست نیازمو رد کردن...!<BR>این فایل های از دست رفته رو باید به اون 10-20 گیگی که ماه پیش از آرشیو موزیکم پرید اضافه کنم...<BR>اگر مراقب نباشم می ترسم اتفاقات بد تری هم در راه باشه...<BR>خلاصه اینطور به نظر میرسه که همه چیز در حال پریدنه...!<BR>گذشته از این ها، نمی دونم ارسال پیام خالی چه شور و هیجانی در وجود کسی ایجاد میکنه که بخاطرش روزی چند بار این عمل زشت و ناپسند رو از قسمت Contact انجام میده...!<BR>چه باید بگم...؟!]]></p></description>
         <link>http://blog.iarash.com/archives/2007/10/post_9.php</link>
         <guid>http://blog.iarash.com/archives/2007/10/post_9.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">عمومی</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 14 Oct 2007 00:43:34 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>بهانه ای به نام کنکور</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[شنبه و یکشنبه این هفته، روزهای برگزیده شده برای ثبت نام قبول شدگان کنکور کاردانی پیوسته دانشگاه آزاد بود. کنکوری که جناب جاسبی هر چقدر هم که بخواد دلیل و مدرک برای اثبات رسمیتش بده، بازم فرمالیته بودنش از کارنامه دیپلم داوطلبانش (که بعضا حتی هنوز هم به خاطر پاس نکردن تعدادی از دروس، لنگ در هوا موندن!) معلومه...! (نیازی هم به گفتن دلایل دیگه دیده نمیشه!)<BR>کنکوری که بعید می دونم که مسئولین ذیربطش حتی زحمت نگاه کردن به تست های جواب داده شده توسط داوطلبانش رو کرده باشن...!<BR>به جرات میشه گفت که 90% از شرکت کنندگان امسال، بدون چون و چرا، به راحتی سال قبل و فقط با یک مانع اسمی (که اون هم بهانه ای به نام کنکور بود)، جواز حضور در دانشگاه رو دریافت کردن.<BR>در این مقطع، (امسال) فقط کافی بود که زحمت دریافت دفترچه های ثبت نام رو به خودتون می دادین و سر جلسه (اون هم فقط حضور فیزیکی) حاضر می شدین. از اینجا به بعدشو باید می سپردین به دست مسئولین زحمتکش دانشگاه که با دست های (کاملا) باز و با روی (شاید هم با نیش!) خندان، شمارو در یکی از مراکز معتبرشون پذیرا باشن...!<BR>دانشگاه هایی که شاید زیبایی سنگ دیوارهاش شمارو بیشتر از استادهای تدریس کننده ش جذب بکنه...!<BR>به هر حال با این وجود، جا داره که به قبول شدگان عزیز یک تبریک و یک خسته نباشید جانانه بگم...<BR>مبارکه...! ]]></p></description>
         <link>http://blog.iarash.com/archives/2007/10/post_8.php</link>
         <guid>http://blog.iarash.com/archives/2007/10/post_8.php</guid>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">عمومی</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 07 Oct 2007 23:36:48 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
